به وب سایت انجمن زنان مدیر کارآفرین خوش آمدید

به مناسبت 15اکتبر روزجهانی زنان روستایی وعشایری

 

 

پژوهشها نشان میدهد که درتمام بلایای طبیعی به دلیل نابرابری های جنسیتی؛ زنان درمعرض انواع خطرات از غرق شدگی حتی به خاطرسنگینی لباسها گرفته تاگرسنگی،خشونت وقاچاق و بردگی خانگی وجنسی و تنشهای روانی قرار گرفته اند،درنتیجه جنسیت درکانون توجه به مخاطرات گرمایش وتغییراقلیم است.

 

خاورميانه یکی ازمخاطره آمیز ترین نقاط تحت تاثیر گرمایش است و از این روایران که علاوه براین چالش، درگیر در مدیریت ناکارآمد،فسادوجهالت بدخیم در مواجهه با آب ومنابع طبیعی است با مشکل بسیارجدی «تنش آبی» نیز دست وپنجه نرم می‌کند.

 

البته چالش اساسی این است که  مسئولان هنوز مسأله آب وروستاها، بویژه مهاجرتهای اقلیمی وپیامدهای مخاطره آمیز آن هم درمبداودرمقصد چندان جدی نمی پندارند و حتی برخی از روستاهای روستاهاخشکیده باجمعیت قابل توجه برای متولیان امورروستایی ناشناخته مانده وگویی با سرنوشت شوم شان از نقشه ایران حذف شده اند.

 

چه باورداشته باشیم یانه این مساله اشکال جدیدی ازمسائل اجتماعی رقم زده و زنان روستایی درکانون این آسیب‌هایند، زنان روستایی و عشایری مسئول تامین آب  برای خانواده هستند و حمل آب چه در مسیر و چه سنگینی بار آسیب‌های فراوانی برای آنها داردوحتی موجب مرگ آنان شده است. غرق شدن دختران چابهاردر هوتکها از آن جمله است.  تغذیه، امنیت،معیشت وسلامت جسم و روان شان موردتهدید است وآنها را بامهمترین مسأله یعنی مهاجرت به حاشیه شهرها روبروکرده است.

 

 «مهاجران تنش آبی» مسافران اغلب بدون سرمایه، تحت فشار گذران معیشت، بی پول و سرگردانی هستند که براحتی میتوانند  به طعمه برای انواع باندهای جامعه ستیز تبدیل شوندو این؛ وضعیت زنان را پیچیده تر می‌کند.

 

زنان اگرهمراه باخانواده به حاشیه شهرها مهاجرت کنند، باانواع مخاطرات ناشی حاشيه نشینی روبرو خواهندشد، اگر در روستا بمانند، باتوجه به ازبین رفتن تنها راه معیشت، بارسنگین مدیریت خانواده ای کم درآمد بر عهده خواهندداشت که سرپرستشان دیگری غایبی است که ممکن است رهایشان کند؛ اگرسرپرستان درمحل مانده و مهاجرت نکنند، به دلیل فشارهای روانی ناشی ازبیکاری و بی‌پولی دچار انواع تنشهای روانی، افسردگی و حتی اعتیاد خواهندبود که خانواده را در معرض خطروخشونت قرارداده و پرواضح است که دراین خانواده ها زنان درخط مقدم آسیب قراردارند.

علاوه براینها محدویتهای قانونی و ساختاری وتبعیض های سیستماتیک وفرهنگی مشارکت درتصمیم گیری ها، حتی تصمیم گیری های فردی را دشوارنموده است.

 

وظیقه مراقبتگری وتامین نیازهای خانواده مانند حمل آب با زنان است؛ زنان ازسهم غذایشان به نفع نیازمندان خانواده میگذرند و ازخریدوسایل بهداشتی مانند پدهای بهداشتی و درمان بیماریهای گران چشم پوشی می کنند.

برخی ازخانواده ها کودک همسری را به عنوان راه حلی برای بقاء در پیش می گیرند که البته این بخشی از مشکلات عدیده دخترکان است.

 

مطالعات نشان میدهد که سیاستهای توسعه و سازگارانه بدون درنظرگرفتن تمایزات ازیکسو و توانمندی ها ازسوی دیگرخود میتواند به دسترسی نابرابر منجر شود چرا که متاسفانه دربرخی از مناطق جهان سیاستهای مربوط به گرمایش زمین، انطباق پذیری زنان را نادیده می گیرند وگروههای خاصی از زنان، مانند زنان سرپرست خانوار با آسیب جدی مواجه می شوند.

 

این موارد نشان میدهد که تمایزات اجتماعی ازقبیل جنسیت، طبقه، سرپرست خانوار بودن، سن ومرحله زندگی،حتی فاصله روستا باشهر، دسترسی به منابع قدرت سیاسی در مرکز و مسائلی از این قبیل تجربیات متفاوتی را درزمینه آسیب پذیری رقم میزند که این به نوبه خود نشان دهنده اهمیت توجه به  «تمایز بویژه جنسیت» در سیاست گذاریهای سازگاری اقلیمی است.

 

روی امیدبخش این است که مطالعات و تجربیات جهانی نشان میدهد که زنان بیش ازمردان مستعد اجرای برنامه‌هاو آموزشهای سازگاری باتغییرات اقلیم ناشی ازگرمایش زمین هستند و سرمايه‌گذاري برتوانمندی زنان و رفع تبعیضهای جنسیتی میتواند نجات بخش باشد. زنان روستایی سازگاری بیشتری با کم آبی دربخش کشاورزی و اشتغالهای جایگزین وابداع سبک‌های خلاقانه سازگاری داشته ومعیشت روستایی را بازسازی کرده اند.

 

لذا در نظرگرفتن روابط قدرت و شرایط نابرابردرتهیه بسته های سیاستهای انطباقی ضروری است. با درپیش گرفتن استراتژی‌هایی در مسیر پایداری مؤثر بر نگرشها و رویکردها می توان فضاها و ظرفیتهای جدید سازگارانه ای که بقاء را تضمین میکند به وجودآورد.

 

 رفع محدودیت‌ها وبازنگری در قوانینی که برای نیمی ازمردم یک جامعه یعنی زنان تبعیض آمیز است و شرایط را نابرابر نموده ومشارکت زنان وجوامع محلی درتصمیم سازیها وتصمیم گیریها را محدود کرده بسیار ضروری است و این درحقیقت درپیش گرفتن  یک راه حل سازگارانه و عدالت محور است.