به وب سایت انجمن زنان مدیر کارآفرین خوش آمدید

خانم زهرا ریاضی

سركار خانم دکتر زهرا رياضي

متولد 1340 در شهرستان درگز، داراي مدرك پزشكي و متخصص در بيماريهاي عفوني
مؤسس شركت نگين زعفران پژوهان- خراسان رضوي، تربت حيدريه

به نام خدا

عرض سلام وخسته نباشيد دارم. رياضي هستم، پزشك هستم، متخصص بيماري‌هاي عفوني، مدرس دانشگاه نيز هستم و در دانشگاه‌هاي آزاد، پيام‌نور و پرستاري و مامايي تدريس مي‌كنم. الان هم در رشته حقوق جزايي مشغول به تحصيلم. از قبل از انقلاب در حوزه‌هاي اجتماعي فعال بودم و به دليل علاقمندي‌ام به مسائل زنان بيشتر در اين حوزه كار كرده‌ام.
انگيزه من براي شروع اين كار، كارآفريني به معني شغلي آن نبود، دغدغه‌هاي ديگري داشتم، چون من بيكار نبودم. من مي‌ديدم كه در شهري ساكن شده‌ام كه بزرگ‌ترين توليدكننده زعفران است و زنان زيادي براي توليد اين محصول زحمت مي‌كشند، محصولي كه بازارش هم در دست ما نيست، به همين دليل هميشه فكر مي‌كردم كه اين شهر بايد بتواند محصولش را در دنيا با كيفيت عرضه كند. نيروي شاغل در اين بخش را هم بيشتر زنان تشكيل مي‌دادند و من به سبب مسئوليت‌هايي كه در سازمان‌هاي غيردولتي (NGO) شهرستان داشتم، با مسائل آن‌ها كاملاً آشنا بودم.
از سوي ديگر، به دليل شغل فني همسرم، هميشه ما دور از هم زندگي مي‌كرديم و من هميشه به اين فكر مي‌كردم كه ما بايد به يك نحوي دورهم جمع شويم و اين جمع شدن مشكلات خاص خودش را داشت.
همه اين مسائل و مهم‌تر از آن مشكل مردم منطقه و اين‌كه زنان كار مي‌كنند و محصولي را توليد مي‌كنند كه در سطح دنيا مشكل دارد، مرا به فكر تأسيس اين شركت انداخت، اما هميشه بين كسي كه با علم وارد مسئله‌ايي مي‌شود با كسي كه ديدگاه سودآوري دارد، متفاوت است، به همين دليل پيش از شروع مطالعات زيادي را در اين بخش انجام دادم و با مديريت علمي وارد اين جريان شدم، تا حدي كه يك سال و نيم پس از تأسيس شركت به عنوان تدوين‌گر اصول استاندارد ملي كه در اسپانيا مطرح شد، من يكي از 4 نفر مطرح بودم. اين در حالي بود كه نه رشته‌ام با اين كار مرتبط بود و نه سابقه قبلي داشتم، ولي هميشه فكر مي‌كردم كه بايد در اين كار موفق شوم و بايد بهترين كارهاي علمي را انجام دهم،‌ در همين راستا چندين مقاله نيز در كنفرانس‌هاي مختلف ارائه كردم و جوايزي نيز برنده شدم.
اولين كار ما، احداث اولين آزمايشگاه كنترل كيفي زعفران بود. در اين آزمايشگاه 15آزمايش فيزيكي و شيمايي و 7 آزمايش ميكربي براي كنترل كيفيت روي محصول زعفران انجام مي‌شود. اين كار بخشي از مشكل زعفران را حل مي‌كرد، ولي نه همة آن را. مهم‌ترين مشكل در بخش «فرآوري» زعفران به شكل بهداشتي بود. به همين دليل اولين كارگاه فرآوري بهداشتي زعفران در ايران را با حمايت وزارت جهادكشاورزي در شهرستان تأسيس كرديم.
باتوجه به اين‌كه زعفران، يك محصول فصلي است، از همان سال نخست، مشكلات خود را نشان داد. يكي از مشكل‌تراش‌ها اداره كار بود، چون ما حدود 100-150 كارگر فصلي براي تغيير در نحوه فرآوري زعفران داريم. در اين مرحله زعفران بايد به شكلي پاك شود كه هم كيفيت آن محفوظ بماند و هم اين‌كه آلودگي نداشته باشد. پس از مرحله آزمايشگاه و اين مرحله نوبت به بسته‌بندي و سپس ارائه به بازار مي‌رسد.
ما ابتدا تأكيدمان بر روي مديريت علمي بوده است، به همين دليل طرحي را كه به عنوان «طرح جامع زعفران» تهيه كرديم، مورد تأئيد مسئولان قرار گرفت. در كارمان نيز براي تمام مراحل الگوهاي مختلف دنيا را بررسي كرديم و سپس بهترين آن را برگزيديم.
شما فكر نكنيد كه من چون طبيب هستم، پولدارم، زعفران ماده گران‌قيمتي است و اصلاً كار با اين ماده هزينه‌بر است. زماني كه اين كار را شروع كردم تمام پولي كه داشتم 2 ميليون تومان بود و اين مبلغ تمام دارايي‌ام بود، اين در حالي است كه در آن زمان فقط براي احداث آزمايشگاه 35 ميليون تومان سرمايه موردنياز بود، اين مبلغ منهاي بهاي زمين و تأسيسات و فقط براي خريد تجهيزات آزمايشگاهي مورد نياز بود.
با اين شرايط كار را شروع كرديم و كارهاي ثبت آزمايشگاه را انجام داديم و سرانجام نيز شوهرم را راضي كردم كه از شهر و استان ديگري كه در آن‌جا مشغول به كار بود، بيايد و با ما كار كند. اين هنوز زماني بود كه ما 5/1سال از شروع كارمان مي‌گذشت و هنوز در مرحله آزمايشگاه بوديم و هنوز به مراحل بسته‌بندي و بازرگاني نرسيده بوديم. من چون عضو شوراي شهر هستم، در آن‌جا ما با اصطلاح «تغيير كاربري» زياد مواجه‌ايم، به اين ترتيب شوهرمان را تغيير كاربري داديم و شغل‌شان را عوض كرديم و در نهايت هم‌اكنون با هم زندگي مي‌كنيم. به اين ترتيب مسأله جدا زندگي كردن ما كه من 24-25سال با آن درگير بودم حل شد و ايشان هم‌اكنون مديريت مجموعه و بخش بازرگاني آن را برعهده دارند.
در اين مجموعه همه كارمندان و كارگران ما خانم هستند و فقط همسرم و يك مرد ديگر در مجموعه شاغلند، چون كار زعفران كاري است كه از دست خانم‌ها برمي‌آيد و من چون خودم كار را از ابتدا شروع كردم و با مسأله آشنا بودم، خيلي تمايل داشتم كه خانم‌ها را درگير اين کار كنم.
باتوجه به اين‌كه ما، در قطب توليد زعفران قرار داريم، آزمايشگاه ما به عنوان آزمايشگاه مرجع شناخته شده است. امسال براي خريد 30تن زعفران دو شيفت كار كرديم و ماه اخير را سه شيفت كار كرديم تا تمام اين خريدها را بتوانيم مورد آزمايش قرار دهيم و تأييد كيفيت بگيريم. ضمن اين‌كه در اين مدت ما به مسأله انبارداري و شيوه‌هاي صحيح آن نيز توجه داشته‌ايم.
در بحث بازار نيز ما از ابتدا به مسئله نگاه كيفي داشتيم، برخلاف اين‌كه ما مسلمانيم و داعيه صداقت داريم، متاسفانه در عمل اين‌طور نيست، اما ما از همان ابتدا سعي كرديم با صداقت وارد شويم و واقعاً همان چيزي را كه روي بسته‌بندي‌هاي‌مان اعلام مي‌كنيم را ارائه كنيم كه شكر خدا با همين روش در صادرات هم موفق شديم.
من اگر بخواهم از انگيزه‌هاي واقعي‌ام بگويم، واقعاً انگيزه اوليه بحث مردم بود، ولي متاسفانه اين الفاظ آن‌قدر رنگ باخته‌اند و سخنان آن‌قدر با ريا توأم شده است كه نمي‌توان چيزي گفت، ولي رويكرد من همين مسئله مردم و خانواده با محوريت زن بوده است.
خدمت خانم صابر گفتم من از هنگام اذان صبح كه برمي‌خيزم تا موقع خواب كه حدود 1 بعد از نيمه‌شب است، حتي 10دقيقه هم وقت ندارم كه فكر كنم حال اين 10دقيقه را چه كار بايد بكنم. با همه اين دغدغه‌هاي اجتماعي اصل را برخانواده مبتني مي‌دانم و معتقدم كه حتماً بايد اين مأمن با محوريت و وجود گرم مادر وجود داشته باشد، اين كار حضور مادر را در بيرون از خانه نفي نمي‌كند، بلكه مديريت آن را مي‌طلبد كه چگونه بتواند كارها را رهبري كند، هم‌چنين من فكر مي‌كنم ما بيش از اين‌كه نياز باشد براي فرزندان‌مان ثروتي برجا بگذاريم، بايد براي آن‌ها كاري بگذاريم، به آن‌ها كار بياموزيم و مديريت كار را به دست آن‌ها بسپاريم. به هرحال فرزندان من هم در سنيني هستند كه به زودي از دانشگاه فارغ‌التحصيل مي‌شوند، با اين شرايط اگر جايي براي كار كردن آن‌ها وجود نداشته باشد، مي‌توانند اين فضا را مديريت كنند. ما نبايد اين فضا را بيش از اين با مردان تنش‌آلود كنيم كه اگر زنان از خانه بيرون رفتند، موجب به هم ريختن كانون خانواده مي‌شود، چون هر آن‌چه كه در خانه هست، قبل از هر كسي متعلق به ماست.
يكي ديگر از مشكلات پيش روي ما اختلاف‌نظر ادارات دولتي بود. برخي معتقد بودند كه زعفران كالايي صنعتي است، ديگر مي‌گفت كشاورزي است و يكي مي‌گفت خدماتي است كه همين مسئله ما را در گرفتن تسهيلات اذيت مي‌كرد، چون هر يك از اين بخش‌ها سود بانكي مشخصي دارند و البته بازپرداخت اين مبالغ خيلي مشكل‌تر بود.
مسئله ديگر وجود قوانين دست و پاگير بود. يكي از اين قوانين دست و پاگير اداره كار است. به منظور حمايت از كارگر نبايد جلوي كارآفرين را گرفت، چون كسي مقابل كارگر نايستاده است. با اين شرايطي كه ايجاد شده است، محل كار تبديل به مأمني امن براي كارگران خاطي مي‌شود. در اين شرايط آن‌ها مي‌توانند هركاري بكنند و پدر كارفرما را دربياورند، بعد وقتي مي‌روند اداره كار، شما هر قدر هم دليل بياوريد، فايده ندارد. ما خودمان يك موردي داشتيم كه فرد در دادگاه قضايي محكوم شده بود، ولي اداره كار اين را نمي‌پذيرفت. اين چه قانوني است؟ با اين شرايط كارفرما چقدر مي‌تواند روي پاي خود بايستد. در بخشي از اين قانون كار،‌ بايد حقوق كارفرما هم ديده شود. ارزش پول به اين است كه پلي براي عبور باشد، اين منابعي كه به دست آمده است، ماحصل تلاش عمر آدم است، به راحتي به دست نيامده است كه به همين راحتي از بين برود. در هرحال ما در عين اين‌كه براي قانون كار احترام قائليم و براين باوريم كه هيچ كس نبايد حق كارگر را ضايع كند، اما شرايط كارفرما نيز بايد درنظر گرفته شود.
در ابتداي انقلاب به كارفرما خون‌آشام واين‌چيزها مي‌گفتند ولي الان فضا را كمي تلطيف كرده‌اند، مي‌گويند كارآفرين، اما هم‌چنان همان تفكر حاكم است، شرايط خيلي تفاوت نكرده است. خصوصاً به قول خانم مهندس نظامي گويي هرچه پايين‌تر مي‌آيي، اين تفكرات قوي‌تر مي‌شود.
در هرصورت صنايع كوچك ما نيازمند حمايت است كه اين حمايت، نيازمند هم قوانين حمايتي و هم نظارتي است. در اين مدت كه من كار كردم، به عضويت خانه صنعت و معدن نيز درآمدم و هم‌اكنون نايب‌رئيس خانه صنعت ومعدن هستم و در سياست‌گذاري اين بخش مشاركت دارم و همواره سعي كرده‌ام با مشاركت دراين كارگروه‌ها در بخش سياست‌گذاري حضور داشته باشم.
آن‌چه را بيان كردم بخشي بود از تلاش‌هايم براي مسائل زنان در محدوده جغرافيايي خودم.