به وب سایت انجمن زنان مدیر کارآفرین خوش آمدید

خانم نوشین واحدی

خانم نوشين واحدی

سرکار خانم نوشين واحدی، مدير عامل شرکت سپهر صنعت هرمزگان

بسم الله الرحمن الرحیم

وان ليس الانسان الا ما سعی و ان سعيه سوف يری ثم يجزيه الجراء الاوفی
وهمانا برای انسان جز حاصل تلاش و کوشش او نيست و نتيجه کوشش او به زودی در اين جهان ديده می شود. پس پاداشی تمام تر در آن جهان به او خواهند داد.
به ياد حضرت مهدی (عج) و به اميد ظهورش که با ظهور او هر چيز و هرکس در جای شايسته خود قرار می گيرد
(نمی دانم که در طرح بزرگ خدا من چه نقشی دارم و چه سرنوشتی؟ ولی اينقدر مطمئنم که بی هيچ نيست) معلم شهيد دکتر علی شريعتی
شنيده بودم پشت ديوارها و زير سقف های ناپيدای اين سرزمين، آدمهايي زندگی می کنند که خوب می دانند چگونه از لحظه های گذرای عمر به طور مطلوب استفاده کنند، و فرصتها را مغتنم شمرند تا هرگز با حسرت به زمان از دست رفته نيانديشند، بی شک آنها به اين حقيقت دست يافته‌اند که تنها با همراه شدن با قافله زمان است که می توانند به هوشياری حرفه ايی و به آنچه دشوار، ناممکن و دست نيافتنی می نمايد دست يابند. اين انسانهای مصمم و پرتلاش به سختی کار امروز را به فردا وامی‌‌گذارند و وسوسه پشت گوش انداختن در آنان به آسانی کارگر نمی افتد. بنابراين (من هم می‌توانم) و ايده بايد موفق شوم آنچنان در ذهنم قوت گرفت که عليرغم شرايط اجتماعی، فرهنگی خاص منطقه که در ظاهر می توانستند از زمره، عوامل بازدارنده باشند تصميم گرفتم شروع کنم و برای اثبات توانم تلاش کنم و موفق شوم.
موقعيت شغلی خود را موهبتی از طرف خداوند و فرصتی برای خدمت بيشتر به مردم می‌دانم و موفقيت شغليم را بعد از ياری خداوند و دعای خير پدر و مادرم منحصر به دلايل زير می دانم.
1. نترسيدن از دست های خالی خود، تجربه من اندک بود و پولی در دست نداشتم سال 1381 در ابتدا کارم را با داشتن فقط يک پيمانکار نصب و يک منشی در دفتری 12 متری بدون سرمايه شروع کردم، آشنايی ام با کار در حد شناختن وسايل کار و فروشندگان قطعات بود . با ترس و دلهره از اينکه نتوانم اطمينان کارفرمايان را جلب کنم فقط و فقط با توکل به خدا شروع کردم، انعقاد قراردادهای اول، دوم، سوم و چهارم مثل خواب و رويا بود.من توانسته بودم گام اول را بردارم. خدای من موهبت بزرگی بود. پول پيش پرداخت قرارداد صرف تهيه لوازم اوليه کارمان و مقداری از جنس مورد نياز مرحله اول کار شد، کار که پيش رفت کارفرما با اطمينان بيشتری مرحله دوم پرداخت را انجام داد. مقداری از جنس بصورت نقد و مقداری اعتباری خريداری شد. يک ضرب المثل ژاپنی می گويد: حتی يک سنگ سرد را می توان در درون گرم کرد اگر سه سال روی آن بنشيند به سخن ديگر کوشش با بردباری انسان را با کاميابی همراه می کند. اگر تنها پشتکار خود را از دست ندهد. من کار خود را با چيزی اميدوار کننده تر از سنگ سرد آغاز کردم و نه خيلی متفاوت از آن. اما با گذشت زمان، و کار سخت از روی جان و دل توانستم جا پايی نيرومند برای رشد آينده ام برپا دارم.من در بحرانی‌ترين شرايط به تعهدات ماليم عمل کردم. تدبير و انديشه پيرامون ايفای تعهدات لحظه‌ای آرامم نمی گذاشت، شرايط سخت کاری، نداشتن پشتوانه مالی هيچ گاه باعث نشد اعتبارم زير سؤال برود. من در هر مرحله از کارم، از شروع تا اکنون به هر آنچه که گفتم عمل کردم. هم در مقابل کارگر، هم کارفرما و هم فروشندگان قطعات و مواد اوليه، تا آنجا که خيلی زود توانستم خريدهای اعتباريم را گاهاً تا سقف صدميليون ريال فقط تلفنی انجام دهم. حقيقتاً و بدون اغراق در دومين سال از تأسيس شرکت حضور فعال در دوره های کارآفرينی به همت سرکار خانم فيروزه صابر به من نيرويی مضاعف بخشيد در جايی که حس می کردم قبلاً تمام تدابير و انديشه هايم را به کار گرفته ام اينبار با ايده و افکار جديد به کارم سمت و سوق بخشيدم همين جا تشکر و قدردانی خالصانه ام را نثارشان می کنم.
2. سعی در افزايش توانمندی حرفه ای خود: ابتدا با به کارگيری بهترين افراد متخصص در اين رشته سطح و کيفيت کارم را نسبت به همکاران ديگر افزايش دادم با وارد شدن به عمق کار و يادگيری حرفه ای اين صنعت توانستم از مديران ديگری که فقط توانسته بودند مديريت مجموعه را داشته باشند يک گام بزرگ به جلو بردارم. در کار دقت و وسواس داشتم تنها هدفم رضايت کارفرما و فقط ندادن ضرر مالی بود در اين مرحله از کار سود معنايی نداشت مسايل مالی را مهم می دانستم اما آنها را در اولويت قرار نمی دادم سعی کردم اولويت کارم تنها به ايجاد راه کارهای موفقيت بيانجامد تا رسيدن به اهداف مالی. و از آنجا که غالباً موفقيت‌های کاری می تواند دربرگيرنده موفقيت های مالی هم باشد توانستم دقيقاً بعد از ده ماه دفتر کاری مطابق با آنچه در ذهن داشتم خريداری نمايم. اما لزوماً درآمد خوب دليلی بر موفقيت نيست، اين می تواند يک فرمول شخصی باشد و هر فردی راه حل خاصی برای آن ارائه دهد بنابراين آن چه در طرح چنين فرمولی به چشم می آيد راه های رسيدن به موفقيت با هزينه کمتر است که در نهايت سود مالی خوبی نيز به همراه داشته باشد.
3. توجه به روابط انسانی حاکم بر محيط کاريم: هميشه ارزش مقام و منزلت انسان ها از اشيا و پديده های بی جان برايم بيشتر بوده است. قبل از اينکه از پرسنل مشغول در مجموعه کار بخواهم روحيات آنها را جويا می شدم و در غم و شادی آنها خود را سهيم می دانستم با حفظ ارتباطی عميق و دوستانه و دلسوزانه نسبت به تمام پرسنل شرکت توانستم اين حس را در تک‌تک آنها به وجود آورم که دلسوزانه و با حس مسئوليت پذيری خيلی قوی نسبت به کار برخورد نمايند. اين يعنی همه موفقيت. اکنون پرسنلی داشتم که برای ايفای تعهدات شرکت تلاشی شبانه روزی داشتند. بزرگترين سرمايه ای که هر مجموعه ای می توانست داشته باشد در دستان من بود امروز با داشتن ده نفر پرسنل ثابت و ده نفر غير ثابت به صورت پيمانکار مقطعی جزء بهترين شرکت های طراحی، مونتاژ، فروش و نصب و راه اندازی آسانسور و پله برقی می باشيم همه موفقيت امروزم را مديون احساس مسئوليت و دانش تک تک پرسنل شرکت هستم. تشکر و قدردانی بی حسابم را نثار تک تکشان می کنم بخصوص آقای اکبر بستانی مدير فنی شرکت که در لحظات سخت مانند برادری دلسوز به ياريم شتافت اميدوارم خداوند يار و ياور همه آنها باشد.
4. فائق آمدن بر مشکلات فرهنگی حاکم بر زنان: من شايد مثل عدة زيادی از همشهريانم درگير مسائل و تعصبات خشک و بی جای قومی و خانوادگی نبوده ام اما شرايط فرهنگی موجود بر فضای استان و شهری تقريباً محرومم بر همگان واضح و مبرهن است. پذيرش يک زن در قالب کاری به ظاهر مردانه در شهرمان آسان نبود. تنها با عملکردم می توانستم خودم را به اثبات برسانم، تنها راه ممکن! من نيز به کرات با چنين افکاری روبرو بوده ام با مردانی برخورد داشته ام که ورود زنان را از مشاغل سنتی به مشاغل غير سنتی قبول نداشتند و اگر زنی حتی يک قدم جلوتر از آنها بود به انحاء مختلف سعی در سرکوب او داشتند. گروهی از مردان در عين اينکه مايلند ارزش و اعتبار زنان را قبول کنند تصورات سنتی و عادتهای گذشته رهايشان نمی سازد. من نيز به عنوان يک زن از اين بابت رنجهای زيادی متحمل شدم. سال قبل برنده مناقصه يکی از ادارات دولتی بودم، با وجود دارا بودن تمام شرايط و ضوابط جهت شروع کار- رئيس تدارکات آن سازمان محترم همراه با کمی شرمندگی علناً اظهار نمودند دلهره ای عميق توأم با وحشت از اين که چنين کاری توسط يک زن انجام پذيرد در دلشان وجود دارد و قيافه ظاهری مديرعامل فلان شرکت با سبيلهای پرابهتش اطمينان بخش تر است. اين بود ملاک انتخاب! آنچه می شنيدم شوک آور بود، متأسفانه همان شخص مورد اعتماد دقيقاً دو ماه بعد به دليل عدم توانايی کاری و عمل به تعهداتش ورشکست شد در حديکه مجبور شد مدت زيادی از انظار پنهان بماند. چشم پوشی از ياری بزرگ مردان بلند همتی که مددشان بارها و بارها اشک شوق به چشمانم آورده غيرممکن است. جا دارد اين لحظه مراتب تشکر و قدردانی خود را اعلام نمايم.
جناب آقای مهندس عامری مديريت توليد برق هرمزگان و ساير پرسنل
جناب آقای مهندس حسين پور ناظرخريد قراردادهای شرکت توليد برق (توانير)
جناب آقای مهندس سعادت خليل زاده به عنوان الگوی کاريم
در آغاز و پايان همه دلايلی که برشمردم بازهم فقط و فقط لطف خداوند شامل حالم بوده است و پشتيبانی و محبت بی دريغ پدر و مادرم که بوسه می زنم بر دستان فرهنگی و زحمت کش آنها و سپاسگزار تمام کسانی هستم که به نوعی آموزگارم بوده اند چرا که يقين دارم به ياری و مدد آنها بوده است که امروزه در موقعيتی قرار داريم که بزرگترين و معتبرترين پروژه های شهرمان را با افتخار شروع و با اطمينان تحويل می دهيم زيرا باور ما بر اين است که: پايان يک قرارداد- آغاز يک تعهد است.